اپلیکیشنها یکی از مهمترین ابزارهای بازاریابی با موبایل در عصرکنونی هستند. با توجه به آنکه که اکثر افراد جامعه از گوشیهای هوشمند برخوردارند، این استراتژی میتواند کسبوکارها را در رسیدن به اهداف خود کمک کند. البته باید به این موضوع توجه کرد که اپلیکیشنها باید بتوانند خدمت یا مزیتی خاص برای مشتریان فراهم کنند که غالبا به وسیله ابزارهای دیگر تامین نمیشوند.
در غیر اینصورت، طبیعی است که کاربران برای خلوت کردن محیط موبایل خود، اپلیکیشن شما را حذف کنند و در این رقابت، جای خود را به اپلیکیشنهای کاربردیتر خواهید داد. با این حال، نکته روشن آنجا است که به طور معمول، هر کاربر موبایل ۵ یا 6 اپلیکیشن پرکاربرد را حفظ میکند که شاید با اندکی خلاقیت، شما هم بتوانید صاحب یکی از آن اپلیکیشنها باشید. تیم هاکی آمریکایی «کارولینا هاریکینز» به خوبی این خلاقیتها را به خرج داد و توانست با ارائه خدمات منحصربهفرد در اپلیکیشن خود، رضایت مخاطبانش را فراهم کرده و کسب درآمدهای خود را هم سرعت ببخشد.
هاریکینز، یک وبسایت بهینهسازی شده برای استفاده با موبایل داشت. به دلیل ماهیت مسابقات ورزشی و زمانهای برگزاری مختلف آنها و علاقه هواداران به اطلاع یافتن آنی از نتایج و شرایط تیم، لازم بود که بتوان با موبایل هم وارد وبسایت این تیم شد و فارغ از زمان و مکان به بررسی اطلاعات مدنظر پرداخت. با این حال، این تیم، هنوز اپلیکیشنی برای موبایل ارائه نداده بود. به آنها این امکان داده شده بود تا در اپلیکیشن رایگان «لیگ ملی هاکی» آمریکا مشارکت کنند.

بسیاری از کسبوکارها و برندهای امروزی، برنامههای بازاریابی خود را با تمرکز بر کاربران موبایل و کسانی که همیشه آنلاین بوده و در حال کسب اطلاعات و سرگرم کردن خود در محیط موبایل هستند، قرار میدهند. برای جذب آنها راههای زیادی وجود دارد که یک دسته از آنها تاکتیکهای بازاریابی «کششی» است که برای مخاطبان فعال استفاده میشود. دسته دیگر که در این مطلب به آن میپردازیم، تاکتیکهای «فشاری» هستند. بازاریابی فشاری برای مخاطبان «منفعل» استفاده میشود؛ یعنی کسانی که خودشان به دنبال محتوا و فعالیتهای بازاریابی شما نمیآیند و این شما هستید که در خواسته یا فعالیت کنونی آنها خللی ایجاد میکنید تا محصول یا خدمت خود را تبلیغ کنید.این نوع از تاکتیکها را بدون شک بارها دیدهاید. پیامی تبلیغاتی که در بین یک بازی موبایل، پیدا میشود و برای ادامه بازی مجبورید آن را ببندید. همچنین کلیپ کوتاهی که پیش از فیلم جستوجو کرده خود در یوتیوب باید آن را ببینید. در هیچکدام از این موارد، شما به دنبال جستوجوی یک محصول یا خدمت خاص نبودهاید و این تبلیغ بوده که مدتی از وقت شما را تقریبا به اجبار میگیرد تا پیامش را برساند. این نوع از تاکتیکهای بازاریابی، انواع مرسومی دارند که عبارتند از:
• پیامها (اساماس، اماماس)
• پیغامهای فشاری در اپلیکیشنها
• پیامهای آیبیکون (iBeacon)

صبح یک روز تعطیل است. با یک لیوان چای بزرگ در دست، گوشیتان را برمیدارید تا ایمیلهایتان را چک کنید. لابهلای تمام ایمیلهایی که رسیده است یک تیتر جذاب میخکوبتان میکند. چای را روی میز میگذارید و ایمیل را باز میکنید. ایمیل درباره یک برنامه سفر به مقصدی است که حتی نامش را هم نشنیدهاید اما تصاویر و شرحی که در ایمیل آمده حسابی وسوسهتان میکند تا بیشتر درباره آن مقصد بدانید. لینکی در ایمیل وجود دارد که شما را به وبسایت آژانس گردشگری میرساند. با لمس لینک، ناگهان احساس میکنید درِ کمد جادویی باز شده و شما وارد سرزمینی پر از شگفتی و جذابیت شدهاید. همان سفر، با جزئیات بیشتر روی وبسایت هم وجود دارد.
اگرچه از این سفر خوشتان آمده اما یک روز تعطیل است و حتما کسی در دفتر آن آژانس گردشگری پاسخگوی شما نیست. چیزی نمانده که سفر را فراموش کنید و از وبسایت خارج شوید که متوجه میشوید امکان خرید آنلاین هم روی سایت آژانس مهیاست. هرچه فکر میکنید دیگر بهانهای برای دست کشیدن از این سفر ندارید. چند دقیقه بعد لیوان چایتان را درحالی از روی میز برمیدارید که هنوز گرم است. حالا چای مینوشید و با خیالی آسوده فکر میکنید که کدام چمدان را برای سفرتان بردارید؟ این داستان جذاب «آسوده سفر کردن» است؛ آسودگی و آرامشی که از موهبت ارتباطات بین دنیای دیجیتال و صنعت گردشگری بهوجود آمده است؛ ارتباطاتی که «ایمیل مارکتینگ» یکی از اجزای کلیدی آن است و بازیگری که داستان سفرها را شروع میکند، آنها را جهت میدهد و پیش میبرد.

امروزه بسیاری از کسبوکارها و برندهای برجسته، برنامههای بازاریابی خود را با تمرکز بر کاربران موبایل به پیش میبرند. آنها کسانی را هدف قرار میدهند که همیشه آنلاین بوده و در حال کسب اطلاعات و سرگرم کردن خود در محیط موبایل هستند. اما برای جذب آنها راههای زیادی وجود دارد که یک دسته از آنها تاکتیکهای بازاریابی کششی است. بازاریابی کششی برای مخاطبان «فعال» استفاده میشود؛ یعنی کسانی که به طور فعالانه در حال جستوجو، گشتن در اینترنت و تعامل با کسبوکارها هستند. این دسته از مخاطبان، در صورت حضور کسبوکار مورد نظر در اینترنت و فضاهای مختلف موبایل، آنها را به تدریج جذب خواهند کرد. انواع متداول این دسته از تاکتیکها به صورت زیر هستند:

از خانه خارج میشوید و قصد دارید شام را خارج از خانه بخورید. اما هنوز تصمیمی برای رستوران مقصد خود نگرفتهاید. موبایل را برداشته و به عنوان مثال، «غذاهای ایرانی» با فاصله 5 کیلومتری خود را جستوجو میکنید. در این حالت، فهرستی از رستورانهایی را مشاهده خواهید کرد که آمادهاند روی تصمیم آنی شما اثر گذاشته و یک وعده غذایی را در خدمت شما باشند.این تغییر در شیوه رفتاری، ناشی از پیشرفتهای فناوری است. عصر دیجیتال است و هر روز پیشرفتی در ابزارها و دستگاههای موجود بازار دیده میشود. اکنون مردم در هر زمان و مکان میتوانند از اخبار روز اطلاع یافته، نیازهای آنی خود را تامین کرده و ارتباط خود را با جامعه حفظ کنند. پیشرفت موبایل و تبلت و همچنین اینترنت در این سالها شگفتانگیز بوده و بهترین شرایط را برای بازاریابی پدید آورده تا بتوان روی تصمیمات آنی خرید افراد اثر گذاشت. اما نکته آن است که بازاریابی آنی تنها برای صنایع غذایی و رستورانها کاربرد ندارد. با اندکی خلاقیت میتوان برای کالاها و خدمات دیگر هم استراتژیهای نسبتا مشابهی بهکار برد.سال 2013 بود. شرکت «آرک وردواید» که بازاریابی شامپوهای پنتن را بر عهده داشت، نسبت به وضعیت بازار آمریکا نگران بود.

فروشگاههای آینده چه شکلی خواهند بود؟ آیا دستهای از روباتها با استفاده از تکنولوژی تشخیص چهره به کمک ما در خرید خواهند آمد تا سوابق خرید را با خلقوخوی فعلی مشتری یا اولویتهای قبلی او هماهنگ کنند؟ آیا دستیارهای شخصی صوتی وجود خواهند داشت که مقبولیت، رنگ و اندازه بودن هر لباسی را در گوشی هوشمند شما دانلود کنند؟ ایستگاههای پرینت سهبعدی؟ محو شدن کانترهای چک نهایی هنگام ترک فروشگاه؟ آیا ممکن است حتی نمایشگرهای هولوگرافی شناور کف هر فروشگاه و همزمان با راه رفتن مشتری ایجاد شود؟
شاید مردم همه خریدهای خود را با استفاده از اتاقهای پرو مجازی از طریق هدستهای واقعیت مجازی، از خانه انجام دهند. و سپس پهپادها این خریدها را به در منزلشان برسانند. این نوآوریها ممکن است خیالانگیز به نظر برسند، اما هیچکدام غیرممکن نیستند. همه آنها وجود دارند و در حال آزمایش شدن هستند و حتی ظرف یک دهه میتوانند واقعی شوند. اما آیا مشتریان این نوع تجربه خرید را واقعا میخواهند؟آمارهایی که از خردهفروشیهای بزرگ و برندهای مد به دست میآید، بهطور فزایندهای به این سوال پاسخ منفی میدهد. در محیط همواره متزلزل و غیرقابل پیشبینی خرید که بقای طولانیمدت شرکتها به پیشبینی تمایل مشتری و اهمیت دادن به آن بستگی دارد (اغلب حتی قبل از آنکه خودشان بدانند چه میخواهند)، رقابت بر سر فهمیدن اینکه افراد چگونه و کجا پولشان را خرج میکنند، داغ شده است.

پلانوگرام، شکل یا نموداری بصری است که نشان میدهد هر یک از کالاها در کدام نقطه از فروشگاه باید قرار بگیرد. این طرحوارهها نه تنها فلوچارتی را برای هر گروه از محصولات در بخشهای مختلف فروشگاه ارائه میکنند، بلکه بطور دقیق مشخص میکند که هر کالا در کدام ردیف و در کدام قفسه قرار گرفته است.
البته میزان پیچیدگی پلانوگرام بستگی به این دارد که فروشگاه چه وسعتی دارد، حجم کار و فروش در آن چقدر بالاست، از چه نرمافزاری برای تنظیم پلانوگرام استفاده میشود و نیازهای مدیر و پرسنل فروشگاه، چه حدی از پیچیدگی را برای پلانوگرام میطلبد.
پلانوگرام میتواند فقط تصویری ساده را تشکیل دهد که در آن فقط تصویر هر نوع از کالاها، به ترتیب و بر اساس بخشهایی که برای هر یک مشخص شده است مشاهده میشود و جزئیات دیگری ارائه نمیکند. اما در نوع پیچیدهتر آن، شماره راهرو، قفسه، ردیف قفسه و طبقهی آن، و شماره قلابی (رگال) که برای مثال نوع مشخصی از لباس از آن باید آویخته شود مشخص میشود. بدین ترتیب، بر اساس میزان پیچیدگی هر پلانوگرام، مشتری و پرسنل میتوانند دسترسی آسانتری به محل قرارگیری هر کالا داشته باشند.

بیشتر استارتآپها شکست میخورند و عمر آنها اغلب کم است. یک استارتآپ معمولی بهطور متوسط ۲۰ ماه فعالیت میکند و تا بسته شدن کامل درهایش حدود 3/1 میلیون دلار زیان مالی متحمل میشود. بنابراین چه فرمول موفقیتی را میتوانیم برای این کسبوکارهای نوپا که در آغازین سالهای فعالیت خود با شکست مواجه میشوند، پیدا کنیم؟
بهمنظور کسب اطلاعات بیشتر در خصوص چگونگی حفظ حیات بلندمدت شرکتهای در حال رشد آن هم در اکوسیستمی به شدت متغیر، از تام هوگان، یکی از نویسندگان کتاب «راهنمای راهاندازی استارتآپهای موفق» دعوت کردیم. تام از بنیانگذاران یکی از موفقترین استارتآپهای بازاریابی در سیلیکون ولی. او سابقه ۲۵ سال فعالیت در حوزه بازاریابی و مسوولیتهایی در شرکت اوراکل و سایر شرکتهای فعال در منطقه را در کارنامه خود دارد. در ادامه خلاصهای از گفتوگو با وی پیرامون دلایل موفقیت استارتآپش و چگونگی رقابت تیمهای کوچک در بازارهای امروزی و البته راهکارهای دستیابی به فرهنگ مثبت و سازنده آمده است:

رسانههای اجتماعی در چند سال گذشته، گسترش فراوانی در بین مردم داشته و اکنون دست کم بیش از 5 ساعت در روز به این رسانهها اختصاص مییابد. این حضور مستمر و پررنگ، بهترین فرصت برای بازاریابی و جذب مشتریان بیشتر است. شاید به این صورت، زمان آن رسیده باشد که تبلیغات تلویزیونی و خیابانی را به رسانههای اجتماعی برده و از حضور دائمی کاربران آن استفاده کافی را ببریم.زمانی که یک فعال بازاریابی یا مدیر کسبوکار، شروع به فعالیت در رسانههای اجتماعی (تلگرام، اینستاگرام، فیسبوک، لینکدین و...) مختلف میکند، ابتدا تبلیغات و محتوای تولیدی خود را برای دوستان و هواداران قبلی خود تهیه میکند. با این حال، همواره مخاطبان درجه دوم بسیاری وجود دارند که به محتوای تولیدی شما علاقهمند هستند. در صورتی که بتوانید، به آنها هم دست پیدا کنید، به سرعت جامعه هدف شما بزرگتر و بزرگتر شده و شانس موفقیتتان هم افزایش مییابد.
شاید همه ما در کودکی آرزوی رفتن به اتاقی پر از بستنی را داشتیم. حالا موزهای در لسآنجلس این رویا را به واقعیت تبدیل کرده است. موزه بستنی جایی است که ایدهها به تجربیات واقعی زندگی تبدیل میشوند. موسسان این موزه ماموریت خود را طراحی محیطهایی تعریف میکنند که مردم را کنار یکدیگر جمع میکند و قوه تخیل آنها را برمیانگیزاند. آنها به این گشتو گذار در موزه عنوان «سفر تجربی بستنی» دادهاند.موزه بستنی یک موزه سنتی نیست. در موزه بستنی در لسآنجلس، بازدیدکنندگان میتوانند با پرداخت یک بلیت نه چندان ارزان 29 دلاری (برای کودکان 18 دلار) از امکانات هنری مانند اتاقی پر از بستنیهای یخی غولپیکر استفاده کنند؛ مجسمههایی که در حال آب شدن از روی دیوار هستند. در اتاق موز 10 هزار موز آویزان است و مردم میتوانند بوی کاغذهای آغشته به اسانس موز را استشمام کنند و استخر حاوی صدها میلیون دانه رنگی خوراکی از دیگر صحنههای تماشایی این نمایشگاه است.

آیا در فکر روشهایی هستید تا کسبوکار خود را نوآورتر کنید؟ نوآوری بخشی حیاتی از موفقیت برای هر کسبوکاری است. تکنولوژی موجب شده است تا گسترش جهانی، دستیابی به مخاطبان هدف بزرگتر و افزایش قابلتوجه سودها آسانتر شود؛ اما رقابت بسیار زیادی را نیز به همراه داشته است. به این معنی که کسبوکارها برای پیشرفت باید این اطمینان را ایجاد کنند که آنها نوآور هستند و قادرند محصولات و خدمات جدید و جذابی را تولید کنند. اگر در تلاشید تا کسبوکار خود را نوآورتر کنید، در زیر چند ترفند و توصیه فوقالعاده ارائه شده است که به شما کمک خواهند کرد.
یک قدم به عقب برگردید
ممکن است اندکی زیانآور به نظر بیاید، اما اگر از موفقترین کارآفرینان بپرسید که ترفندهای آنها برای نوآوری چه بوده است، به شما خواهند گفت همه چیز به این برمیگردد که بدانید چه زمانی به عقب برگردید. وقتی استرس دارید، نمیتوانید بهترین ایدههای خود را ارائه دهید. فشار ثابتی که از راهاندازی یک کسبوکار ناشی میشود، میتواند به شانس نوآور بودن شما و ارائه تفکر خلاق صدمه بزند. یک قدم به عقب برگشتن و دور شدن از محیط کار برای مدتی کوتاه میتواند تفاوت شگرفی ایجاد کند. این کار به تقویت مغز و تفکر بهتر برای پیشبرد کسبوکار کمک قابلتوجهی خواهد کرد.
مطمئن شوید شرکای درستی انتخاب میکنید
ایجاد نوآوری درست به یک تیم نیاز دارد و شرکتهایی که با آنها مشارکت میکنید، موفقیت شما را تعیین خواهند کرد. اطمینان یابید که شرکتهایی را انتخاب میکنید که برای خدمات نوآوریشان مشهور هستند و گزینههای خود را مقایسه کنید. حتی خدمات تحویل کالایی که انتخاب میکنید نیز میتواند تفاوت چشمگیری ایجاد کند.
مشتریان خود را در ذهن بسپارید
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که میتوانید مرتکب شوید، این است که فقط بهخاطر اینکه میخواهید نوآور باشید دست به آن بزنید. اینکه یک برند با محصولات و خدمات تکنولوژی بالا تولید کنید بسیار خوب است؛ اما اگر این محصول یا خدمات عاری از علاقه شما به مشتریانتان باشد، هیچ نتیجهای نخواهد داد. زمانی که میخواهید محصول یا خدمات جدیدی را توسعه دهید، همیشه مشتریانتان را در ذهن داشته باشید. به چیزهایی فکر کنید که زندگی آنها را بهتر خواهد کرد. نوآوری درست زمانی ایجاد میشود که آنچه مشتریان میخواهند را حتی پیش از اینکه حتی خودشان به آن پی ببرند، در اختیارشان قرار دهید.
کارمندان نوآور استخدام کنید
برخی افراد بهطور طبیعی نوآورتر از سایرین هستند. بنابراین اگر با تیم فعلی خود مشکل دارید، شاید زمان آن رسیده است که روی یک کارمند جدید سرمایهگذاری کنید. به دنبال کاندیداهایی باشید که بتوانند دیدگاه جدید برای شرکت شما به ارمغان بیاورند. نسل هزاره در زمینه نوآوری فوقالعاده هستند؛ چرا که در عصر دیجیتال رشد کردهاند. اگر استطاعت استخدام کارمندان جدید را ندارید، به فکر روشهایی باشید تا کارمندان فعلی خود را به افزایش خلاقیت در کار تشویق کنید. هر کارمندی میتواند تفاوت قابلتوجهی ایجاد کند؛ تنها باید این فرصت به او داده شود. بهطور کلی، نوآوری برای پیشرفت کسبوکارها در دنیای امروز ضروری است. تنها باید از ناحیه امن خود خارج شوید و بیاموزید که متفاوت فکر کنید.
منبع: innovationmanagement
سارا کاوس، زندگی حرفهایاش را بهعنوان حسابدار رسمی آغاز کرد و سپس از مدرسه کسبوکار هاروارد مدرک ام بی ای دریافت کرد. او حسابداری بسیار منظم و دقیق در کارش بود و مردم بیشتر این نوع افراد را خشک و به دور از هنر و خلاقیت میدانند. اما سارا همواره به این فکر میکرد که در ساخت ظاهر بطریهای آب قابل استفاده مجدد تغییراتی ایجاد کند. بطری خودش که اغلب به زور داخل کیفش جای میگرفت و سارا فکر میکرد ظاهر زشتی دارد، جرقه این تغییر بود. خودش میگوید: «مبلغ زیادی پرداخت میکردم تا یک کیف دستی ظریف و زیبا داشته باشم و بعد چیزی را از آن بیرون میآوردم که انگار وسیله کوهنوردی بود!»

زمانی بود که خط تلفن، لازمه هر خانه و هر کسبوکاری به حساب میآمد. بیشتر ارتباطات به صورت تلفنی و با تماس با شماره فرد صورت میگرفت. اما امروز، حتی اگر در خانه و شرکتی خط تلفن وجود نداشته باشد، چندان تعجب ندارد. با گسترش موبایل و خدمات ارائه شده آنها، به تدریج تلفن از دایره راههای ارتباطی اولیه خارج شد. ویژگی موبایل، در دسترس بودن دائمی آن و سهولت استفاده بود. در این حالت، فرد مجبور نبود که برای تماس با مخاطب خود زحمت زیادی به خرج دهد و معمولا میتوانست به سرعت با آنها ارتباط برقرار کند. اما پیشرفت سایر امکانات گوشیهای هوشمند باعث شد تا تعداد تماسها هم کاهش یابد؛ پیشرفتهایی که از امکان فرستادن پیام متنی (پیامک) شروع شد و در نهایت به تماس صوتی و تماس تصویری رسید. این تغییرات، محیط کسبوکار و بازاریابی را هم به شدت دستخوش تغییر کرده و خواهد کرد.
اکنون میتوان کسبوکارهای فراوانی را مشاهده کرد که روشهای سنتی انجام کارها را کنار گذاشتهاند و از ابزارهای جدید استفاده بیشتری میکنند. دلیل این موضوع، گسترش گوشیهای هوشمند و سایر ابزارهای ارتباط آنی است. به عنوان مثال، براساس برآوردها، تعداد سیمکارتهای موجود در ایران حتی از جمعیت کشور هم بیشتر بوده و تعداد گوشیهای هوشمند هم نزدیک به 50 میلیون دستگاه است. ابزارهای مختلف این گوشیها و برنامههای کاربردیشان هم راه ارتباط را آسانتر ساخته است؛ تا حدی که ارتباط آنلاین با همکاران و مشتریان در بسیاری از کسبوکارها رواج یافته است. یک بازاریاب مواد غذایی، امروزه میتواند به صورت آنلاین از وضعیت انبار شرکت مطلع شود و درخواستهای مشتریان را به سرعت به دست آنها برساند.
تصور کنید در راه خانه، اپلیکیشنی را باز میکنید و چند قلم از خورد و خوراک روزانه خود را که لازم دارید سفارش میدهید. سپس به نزدیکی خانه که رسیدید، آنها را از سوپرمارکت محل خود تحویل میگیرید. یا تصور کنید وارد سوپرمارکت بزرگی در نزدیکی محل کار یا منزل خود میشوید و با برداشتن اجناس مورد نظرتان، بدون اینکه اصلا به سراغ صف و صندوق بروید، از فروشگاه خارج میشوید و هزینه اجناس بهطور خودکار از حساب بانکی شما برداشته میشود. این دو نمونه مدلهای رویایی از سوپرمارکتهای آینده نیستند. اولی سرویسی است که در بسیاری از سوپرمارکتهای بزرگ دنیا در کشورهای توسعهیافته اجرا میشود و دومی مدل سوپرمارکت شرکت آمازون است که چند ماهی است این روش را بهطور آزمایشی راهاندازی کرده و قرار است همین امسال برای عموم هم اجرایی شود.
اینترنت و تکنولوژی همه کسبوکارهای سنتی از جمله کسبوکار سوپرمارکتها را هم متحول کردهاند و همین تحول البته باعث شده پیشگامان این روند در مواجهه با مدلهای سنتی دچار مشکلات قابلتوجهی شوند. آنچه سال گذشته در زمینه خدمات تاکسی آنلاین برای استارتآپهای اسنپ و تپسی رخ داد و حتی کار به اعتراض به مقابل مجلس هم رسید، از آن دسته است. واقعیت این است که مدلهای کسبوکار از سفارش غذا گرفته تا خرید بلیت قطار و هواپیما و از گرفتن تاکسی تا خدمات مالی (فینتک) در حال متحول کردن فضای کسبوکارند و با توجه به این روند، انتظار هم میرفت که بهزودی در یکی از سنتیترین خدمات خردهفروشی نیز شاهد مواجهه با مدلهای عرضه مدرن باشیم.