بازاریابی

مجموعه نوشتارهای عمومی با محوریت موضوعات بازار

بازاریابی

مجموعه نوشتارهای عمومی با محوریت موضوعات بازار

یک ایده موفق در فروش

یک فروشگاه زنجیره ای مواد غذایی اروپایی به نام Tesco شعبه ای جالب برای عرضه محصولات خود در یک ایستگاه مترو در کره جنوبی بر پا کرده است.  این شعبه نوعی سوپر مارکت مجازی است که در آن کالاها وجود خارجی ندارند.  

کالاهای این سوپر مارکت شامل عکس هایی هستند که به صورت پوستر هایی دیجیتالی بر دیوار ایستگاه مترو نصب شده است. مسافرانی که برای حمل و نقل عمومی مترو را انتخاب می کنند، می توانند تا زمان سوار شدن از این سوپر مارکت مجازی خریداری کنند.  

برای خرید کردن تنها کافی است که عکس کالای مورد نیاز خود را انتخاب کنید تا کد QR آن به کارت خرید شما اضافه شود. در پایان کد ها بر روی کارت خرید شما چک شده و تبدیل به یک سفارش آنلاین می شوند. سپس کالاهای خریداری شده شما تا پایان همان روز به درب منزل تحویل می شود. برای خرید کردن از این سوپر مارکت مجازی نیاز به تبادل هیچ گونه پولی نیست. یک اپلیکیشن روی موبایل تمام کار را انجام می دهد و عملا پس از خرید هیچ کالایی به شما به صورت فیزیکی تحویل داده نمی شود. بلکه ترتیبی داده می شود که سفارش شما از شارژ کارت خرید شما کسر شده و تا پایان روز کالاها به درب منزل تحویل داده شوند.

با وجود این سوپر مارکت مجازی دیگر نیاز نیست در طول روز به سوپر مارکت های حقیقی سر بزنید و کالاهای خریداری شده خود را تا پایان روز که به منزل بر می گردید با خود از این طرف به آن طرف حمل کنید. این شرکت با این ایده موفق شده که میزان سفارش های آنلاین اش را دو برابر کند. 
آنها می گویند مردم کره جنوبی انسان هایی پرکار و سخت کوش هستند و به صرفه جویی در وقت شان اهمیت زیادی می دهند. برای همین به دنبال ایده ای می گشته اند که افراد زیادی نیاز به مراجعه به سوپرمارکت ها نداشته باشند و در رفت و آمد به سوی محل کار بتوانند خرید روزانه شان را هم انجام بدهند. و حالا این ایده موفق با استفبال شهروندان کره ای مواجه شده است.

از دنیای ورزش چه می‌آموزیم؟

دنیای ورزش حاوی پیام‌های بسیار مهمی ‌برای افزایش میزان نفوذ است. در بیس بال ورزشکاران در هنگام تمرین وزنه‌ای به چوب بیس‌بال خود می‌بندند و با‌ این چوب سنگین به تمرین می‌پردازند، چرا که معتقدند تمرین با ‌این چوب سنگین موجب می‌شود تا هنگام مسابقه چون آنها سبک تر به نظر رسیده و ضربات محکم‌تری بزنند.

مشابه ‌این کار را فوتبالیست‌ها با بستن وزنه به پای خود هنگام تمرین انجام می‌دهند. اصل ساده‌ای که‌این تصورات بر پایه آن بنا نهاده شده، تضاد ادراکی نام دارد. در بیان ساده، ‌این اصل بیان می‌کند که ادراکی که ما از یک چیز داریم به تنهایی شکل نمی‌گیرد، بلکه در مقایسه با ادراکی که از سایر اجسام، اشیا و مفاهیمی‌مشابه داریم شکل می‌گیرد. به عنوان مثال اگر یک وزنه ۱۰ کیلویی را بعد از یک وزنه ۲۰ کیلویی بلند کنیم بسیار سبک‌تر از حالتی به نظر می‌رسد که ‌این وزنه ۱۰ کیلویی را بعد از وزنه ۵ کیلویی بلند کنیم.
چیزی در دنیای واقعی تغییر نکرده، بلکه تنها چیزی که تغییر کرده ادراک نسبی ما از وزن وزنه‌ها است.‌ این اصل تنها در مورد وزنه و ورزش نیست، بلکه در تمام جنبه‌های زندگی جاری است. یک اصطلاح در روانشناسی می‌گوید که «تجربیات گذشته به ادراک ما رنگ می‌دهد.»
روانشناسان «زاکاری ترومالا» و «ریچارد پتی» برای آزمودن‌ این اصل آزمایشی ترتیب دادند. مخصوصا آنها به‌این علاقه‌مند بودند که چگونه میزان اطلاعاتی که افراد فکر می‌کنند در مورد چیزی دارند می‌تواند تحت تاثیر اطلاعاتی باشد که از چیز دیگری دارند.
آنها برای آزمودن‌ این نظریه از داوطلبان آزمایش خواستند دو دسته اطلاعات را در مورد دو فروشگاه فرضی که قرار است در محل آنها افتتاح شود، بخوانند.
در کارت دوم (پیغام هدف) اطلاعاتی در مورد فروشگاه براون نوشته شده بود و در کارت اول(پیغام اولیه) اطلاعاتی در مورد فروشگاه اسمیت. در‌این کارت‌ها در مورد بخش‌های مختلف‌این فروشگاه‌ها اطلاعاتی داده شده بود. شرکت‌کنندگان به دو دسته تقسیم شدند.

به دسته اول در مورد ۶ بخش از فروشگاه اسمیت اطلاعات داده شده بود و به دسته دوم تنها در مورد یک بخش. سپس کارت حاوی اطلاعات در مورد فروشگاه براون به آنها داده شد که در آن در مورد ۳ بخش فروشگاه اطلاعات داده شده بود.
هنگامی‌که پیغام اولیه حاوی اطلاعات بیشتری بود (
۶ بخش) توجه به پیغام هدف کمتر می‌شد و برعکس. برای تعمیم دادن‌این فرضیه آنها آزمایش مشابهی را ترتیب دادند.‌این آزمایش از بسیاری جهات شبیه آزمایش قبلی بود با‌ این تفاوت که قبل از‌اینکه اطلاعات مهیجی در مورد حراجی یک فروشگاه به آنها داده شود، اطلاعات بسیار مهیج تری در مورد حراجی یک ماشین به آنها داده می‌شد.
نتایج ‌این آزمایش نیز یافته‌های آزمایش قبلی را تایید می‌کرد. اطلاعاتی که ما از محیط اطراف خود درک می‌کنیم (درک اطلاعات با دریافت آن متفاوت است) تحت تاثیر سایر اطلاعاتی است که از محیط دریافت می‌کنیم.
این استراتژی می‌تواند در فروش بسیار کاربرد داشته باشد. فرض کنید شما در شرکتی کار می‌کنید که رنج خاصی از محصولات را تولید می‌کند. در برخورد با یک مشتری شما مطمئن هستید که یک محصول خاص از ‌این محصولات برای کار او مناسب است. نحوه پرزنت کردن ‌این محصول، زمانی که برای آن اختصاص می‌دهید و نوبت ارائه آن در بین سایر محصولات، می‌تواند در انتخاب آن نقش‌ تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.
بهتر است ارائه ‌این محصول هنگامی ‌باشد که شما توضیح کوتاهی در مورد سایر محصولات خود داده‌اید. مدت زمان ارائه باید طولانی‌تر بوده و میزان اطلاعات باید کمی‌بیشتر باشد.
در بسیاری از مواقع ما قدرت تغییر محصول خود را نداریم، شاید به دلیل هزینه بر بودن یا به دلیل زمان بر بودن. ولی‌اینکه ویژگی‌های محصول خود را در مقایسه با رقبا یا به نسبت هزینه آن چگونه ارائه کنیم، می‌تواند تصور ذهنی افراد را نسبت به آن تغییر دهد.
یک مثال از دنیای واقعی‌اینکه، چند سال پیش در یک شرکت تجهیزات پزشکی هنگامی‌که قصد فروش سیستم‌های اطلاعاتی بیمارستانی را به بیمارستان‌ها داشتیم از همین روش استفاده کردیم. هنگامی‌که مسوولان بیمارستان با قیمت بالای ‌این محصولات نرم‌افزاری روبه‌رو می‌شدند، با توجیه ‌اینکه استفاده از ‌این سیستم‌ها تا چه حد در بالابردن بهره‌وری یا کاهش هزینه‌ها نقش دارد و ‌اینکه استفاده از ‌این سیستم‌ها تا چه حد در هزینه نیروی انسانی و تجهیزاتی صرفه‌جویی می‌کند، نظر آنها را در مورد هزینه کردن برای سیستم‌های نرم‌افزاری تغییر می‌دادیم.

www.AEX.ir

لطفاً نسخه آماده نپیچید

یکی از شرکت ها برای آموزش تخصصی به نیروهایش از چند شرکت آموزشی درخواست کرده بود که استاد معرفی کنند. اساتید مختلف ، رزومه های رنگارنگ ، هزینه های متفاوت و ... انتخاب استاد از بین این همه ، کار سختی بود ولی شرکت ، به سرعت توانست در مرحله اول ، همه اساتید را کنار بزند و فقط دو نفر را برای مرحله بعدی ( انتخاب نهایی ) نگه دارد. چرا که همه اساتید ، فقط زمان و هزینه پیشنهادی را به همراه رزومه شان ارسال کرده بودند و فقط دو نفر با صرف کمی وقت بیشتر، طرحی از آنچه باید برای این شرکت مهم باشد را ارائه داده بودند . فقط دو نفر نسخه آماده نپیچیدند و کمی فکر کرده بودند که این شرکت با این عرض و طول و با این مشخصات، ممکن است چه نیاز هایی داشته باشد و سپس متناسب با این نیاز ها، پیشنهاد خاص داده بودند . من فکر می کنم در همه کار ها هم همینطور است . اگر شما به پزشک مراجعه کنید و با یک سوال و پاسخ ساده، پزشک شروع به نوشتن کند ، چندان احساس خوشایندی نخواهید داشت؛ در عوض در بعضی طب های مکمل که درمانگر سعی در شناخت ریشه بیماری دارد ، همواره شاهد بیماران راضی تری هستیم . شرکت نیز یک موجود زنده است که به دنیا می آید، رشد می کند، با چالش های فراوانی روبرو می شود، بیمار می شود، درمان می شود، از بین می رود و یا ادامه می دهد . حال اگر بخواهیم برای شرکت خودمان و یا شرکتی که مشاورش هستیم، یک نسخه آماده بپیچیم، چقدر احتمال موفق شدن داریم؟ چقدر احتمال دارد داروی تجویزی ما که احتمالاً از یک شرکت موفق خارجی کپی کرده ایم، شرکت ما را به کام مرگ بکشاند؟
اگر پزشک برای طبابت یک فرد اشتباه عمل کند، نهایتاً یک خانواده را دچار بحران می کند ولی با طبابت اشتباه برای یک شرکت، بسته به وسعت شرکت، با خانواده های زیادی در ارتباطیم و ممکن است صدها نفر را با مشکل جدی مواجه کنیم. وظیفه همه کسانی که در کسب و کاری مشغولند، کمتر از پزشکان نیست، ما مسئول نجات جامعه ایم. پس بیشتر مراقب سلامتی کسب و کار مان باشیم، وضعیت واقعی آن را درک کنیم و متناسب با آن نسخه بپیچیم.

پنج راه برای مدیریت انتظارات مشتری

اگر یک کسب‌وکار مبتنی بر خدمات را هدایت می‌کنید، شاید بتوانید برای ما داستان‌هایی ترسناک از مشتری‌های بد و پروژه‌های نامطلوبی تعریف کنید که سرانجام خوبی نیافتند. از آنجا که این دو مشکل [مشتری بد و پروژه‌ ناموفق] احتمالا جایی در حیات کسب و کار شما بروز خواهند کرد، پس بهتر است نکاتی در مورد مدیریت انتظارات مشتری بدانید و این مشکلات را به حداقل برسانید.

1. اطمینان حاصل کنید که وب‌سایت‌تان نماینده‌ واقعی شما، سبک کاری و کسب و کارتان باشد.
وقتی مشتری‌های بالقوه از وب‌سایت شما بازدید می‌کنند، باید بتوانند تصویری شفاف از توانایی‌ها و کسب‌وکار شما کسب کنند. اگر این اتفاق نیفتد، برای کسب‌وکار شما و جذب مشتری‌های بالقوه ابدا خوب نیست. وب‌سایت‌تان تنها برای بازاریابی کسب و کار شما راه‌اندازی نشده است، بلکه قرار است مناسب‌ترین مشتری‌های بالقوه را برای شما فراهم آورد. هر چه اطلاعات بیشتری روی وب‌سایت خود قرار دهید و هر چه این اطلاعات را دقیق‌تر و جامع‌تر کنید، احتمال یافتن یک مشتری مطلوب بیشتر خواهد بود. چرا؟ چون مشتری قبل از ثبت نام برای بهره‌برداری از خدمات شما، به خوبی شما و کارتان را خواهد شناخت.
2. صریح و رک باشید.
اگر یک مشتری بالقوه درخواستی داشت که برای شما قابل قبول نبود یا نمی‌توانستید از پس آن برآیید، آشکارا و بدون من‌من کردن این نکته را به او بگویید و عذر بخواهید (و هر چه زودتر این کار را بکنید، بهتر است). رک، گشوده و صادق باشید و بدانید چه زمان و کجا حاضرید از سیاست‌های کسب و کار خود کوتاه بیایید. به خاطر داشته باشید که نباید جایی برای سوءفهم باقی بگذارید، وگرنه به کسب‌وکارتان ضرر وارد خواهد شد.

ادامه مطلب ...

اهمیت برندسازی در بانک‌ها

در سال 1977 رییس سیتی‌بانک ریسک بزرگی را پذیرفت و زمانی که هنوز دستگاه‌های خودپرداز مورد اعتماد مشتریان بانکی نبودند، با درک نقش این دستگاه‌ها در قدرتمند ساختن برند این بانک و پیشی گرفتن از رقبا، برای نصب دستگاه‌های خودپرداز در سراسر نیویورک بیش از 100 میلیون دلار هزینه کرد.

سرمایه‌گذاری سیتی بانک، ژانویه سال بعد به بار نشست، هنگامی که یک توفان عظیم از نیویورک عبور کرد و برفی با ارتفاع 17 اینچ سطح شهر را پوشاند. بانک‌ها برای چندین روز بسته شدند و استفاده از دستگاه‌های خودپرداز افزایش چشمگیری یافت.
در همان روزها بود که سیتی بانک شعار تبلیغاتی خود را آغاز کرد: «سیتی بانک هیچ وقت به خواب نمی‌رود.» پوستر و بیلبوردهای تبلیغاتی، مشتریانی را نشان می‌داد که در حال تلاش برای رساندن خود به خودپردازهای سیتی بانک بودند. از آن پس تقریبا تمام بانک‌های کشور شعار سیتی بانک را دنبال کردند.
به علت افزایش بانک‌ها، انتخاب مشتریان برای سرمایه‌گذاری سخت است که در این میان برندسازی می‌تواند در انتخاب کمک حال باشد. به طور کلی و با توجه به نتایج تحقیقات گسترده در حوزه خدمات مالی، عوامل زیر بر تداعی و آگاهی از نام و نشان تجاری و در نهایت در ایجاد برندی قدرتمند در سازمان‌های خدمات مالی نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کنند:
- دسترسی به شعبه
- فرآیند ارائه خدمات
- شواهد فیزیکی شعبه
- تبلیغات تجاری
- رفتار کارکنان شعبه
اگر بانکی بخواهد به واقع با نوآوری‌های گاه و بیگاه خود، رقبا را به لرزه درآورد و سودآوری خود را رشد داده و فرصت‌های بی‌نهایتی را پیش روی بانک خود خلق کند، بایستی سه گام زیر را در پیش گیرد:

ادامه مطلب ...

پرواز شاهین

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»

 

 گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)

چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟ آیا توانایی‌ها و استعدادهایتان را می‌شناسید؟ آیا ریسک می‌کنید؟

آیا کارمندان خود را می‌شناسید؟ آیا تلاش می‌کنید استعدادهای آنان شکوفا شود؟ یا به خاطر ترس از پریدن و پرواز، آنان را به شاخه‌هایی از سازمان وابسته می‌کنید؟ آیا بهتر نیست کارکنانتان توانمند و چالاک باشند در عین حال جَلد سازمان؟

آیا نقاط قوت و استعدادهای سازمان خود را می‌دانید؟ آیا به استقبال تهدیدها می‌روید یا همواره به شکلی محافظه‌کارانه به حفظ وضع موجود می‌اندیشید؟ در رویارویی با تهدیدها و مشکلات است که سازمان می‌تواند استعدادها و توانایی‌های خود را بروز داده و توسعه دهد.

روش هایی برای خدمت‌رسانی باکیفیت به مشتریان

سرویس به مشتریان بخش اصلی کار سازمان‌ها محسوب می‌شود و نباید آن‌ را به عنوان بخش اضافی کار به حساب آورد. مهم‌ترین سرمایه هر سازمانی مشتریان آن است، به عبارتی حضور موفق هر سازمانی در عرصه تجارت به وجود مشتریان وابسته است. وقتی ما مشتریان خود را راضی نگه می‌داریم آنها نه تنها از طریق ادامه تجارت با ما باعث پیشرفت ما می‌شوند، بلکه همبستگی ما با آنها بیشتر می‌شود که می‌تواند برایمان مفید باشد پس هرچه در زمینه سرویس ‌دهی بهتر به مشتریان تلاش کنیم باعث پیشرفت بیشتر سازمان می‌شود.

چه کسی رییس است؟
حضور شما در تجارت با هدف سرویس دادن به مشتریان است و این کار در صورتی به خوبی انجام می‌گیرد که دقیقا بدانید مشتریانتان چه می‌خواهند. شنیدن دقیق سخن مشتریان روشی است که از طریق آن می‌توانید به خواسته دقیق آنها پی ببرید و بفهمید از چه طریقی می‌توانید خدمات با کیفیت برایشان فراهم کنید. فراموش نکنید که این مشتریان هستند که دستمزد ما را می‌پردازند و باعث ادامه فعالیت‌های کاری ما می‌شوند.

خوب بشنوید
برای اینکه مشتریان خود را خوب بشناسید نیاز به صرف وقت برای برقراری ارتباط و سوال پرسیدن از آنها دارید. سعی کنید خوب به سخنان آنها گوش دهید و علاوه بر گوش دادن، به لحن صدای آنها، حرکات بدن و مهم‌تر از همه به احساس آنها توجه کنید. هیچ‌گاه فکر نکنید پیش از شنیدن سخنان مشتریان خود، خواسته آنها را می‌دانید. شما باید همواره به دنبال یافتن مشتریان جدید باشید و با پی بردن به خواسته دقیق آنها و تلاش در سرویس ‌دهی با کیفیت به آنها در عرصه رقابت با سایر سازمان‌ها پیروز شوید. 

ادامه مطلب ...

تبلیغات پنهان در اینترنت

تبلیغات پنهان در اینترنت

تبلیغات اینترنتی به استفاده از اینترنت به عنوان یک کانال و وسیله ارتباطی برای ارسال تبلیغات در محیط وب اشاره دارد. در تعریفی دیگر، تبلیغات اینترنتی را اینگونه تعریف کرده‌اند: نمایش دادن نام‌ها و علائم تجاری، شعارها و تصاویر تبلیغاتی در سایت‌های پربیننده، به نحوی که به تحقق هدف‌های تبلیغات کمک کند.

تبلیغات طی گذر زمان تغییرات زیادی داشته و متناسب با پیشرفت‌های هر دوره، ویژگی‌های خاص خود را دارا بوده است. در حال حاضر حجم بالایی از تبلیغات به ویژه از طریق اینترنت مورد استفاده قرار می‌گیرد. یک نمونه از این تبلیغات استفاده از آگهی‌های هوشمندانه به منظور جلب مخاطبان است. مثلا چنانچه کاربری در موتور جست‌وجوی گوگل کلمه نرگس را تایپ کند، گوگل علاوه برآنکه پاسخ‌ها را در ارتباط با کلمه نرگس (به ترتیب میزان مراجعه به آن) در اختیار کاربر می‌گذارد، در سمت راست و بالای صفحه، یک فروشگاه گل (که از گوگل خواسته برایش تبلیغ کند) معرفی خواهد کرد. این روش چند مزیت دارد:
1. مزاحم، تحمیلی و آزاردهنده نیست. چون به طور جداگانه ارائه شده است.
2. دارای شکل بسیار ساده‌ای است.
3. آگهی کاملا با پرسش کاربران مرتبط است.
از دیگر اشکال نوین تبلیغات اینترنتی می‌توان به تبلیغات متعامل اشاره کرد که یک رابطه متقابل بین مصرف‌کننده و شرکت تبلیغاتی ایجاد می‌کند. در این شیوه تبلیغات برای هرکس متناسب با سطح سواد، درآمد و نیاز متغیر خواهد بود.
ادامه مطلب ...

فابر- کاستل، کسب‌وکار خانوادگی 250 ساله

فابر- کاستل بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین کارخانه تولیدکننده لوازم التحریر در جهان است که 250 سال قدمت دارد و بیش از 2 میلیارد مداد در سال تولید می‌کند. تخصص اصلی آن در تولید مداد گرافیتی و مدادرنگی است. این شرکت در سال 1761 تاسیس شد و از آن زمان تاکنون، اداره آن نسل به نسل ادامه یافته و اکنون نسل هشتم شرکت مدیریت آن را برعهده دارد، خلاصه‌ای از مشخصه‌های این شرکت در ادامه مطلب بیان می‌شود. این شرکت ثابت کرده است که کسب‌وکار خانوادگی می‌تواند موفق باشد.
شالوده برند فابر- کاستل
شالوده برند، ارزش‌های اصلی فابر- کاستل را تعریف می‌کند. آنها اساس چیزی که ما می‌خواهیم انجام دهیم و چگونگی انجام دادن آن در شرکت و برخورد ما با مشتریان، شرکای کسب و کار، جامعه و محیط را نشان می‌دهند. با محافظت کردن از ارزش‌های اصلی برند، فابر- کاستل در سراسر دنیا یکتا می‌ماند.
شالوده برند فابر- کاستل اساس مدیریت برند را شکل می‌دهد. آنها برای ایجاد ساختار روشن و رهنمود و پیوستن و ترکیب همه ناحیه‌های شرکت کمک می‌کنند و رشد ماندگار شرکت را تضمین می‌کنند. شالوده فابر- کاستل در چهار ارزش اصلی بیان می‌شود که عبارتند از:
1- شایستگی و اصالت: ما از شایستگی‌مان براساس ریشه‌هایمان، سابقه‌مان، تجربه‌ و یادگیری همیشگی برای شکل دادن آینده با روحیه‌ کارآفرینی استفاده می‌کنیم. این دانش‌ ماندگاری، رهبری استوار، درجه بالای اعتبار و ارتباطات جهانی قوی و شبکه‌های توزیع را تضمین می‌کند.
2- کیفیت برجسته و ممتاز: ما تصمیم گرفته‌ایم که در همه محصولات و خدمات بهترین باشیم. ما به نیازهای بازارهای منطقه‌ای احترام می‌گذاریم و همیشه نیازهای جهانی را نیز در نظر می‌گیریم. ما دانسته‌ایم که کیفیت، متفاوت بودن ارزش افزوده، عملکرد برجسته و طراحی بی‌انتها را تامین می‌کند.

ادامه مطلب ...

نبوغ افراد درحل مشکل

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یک  مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد:

شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او
 اظهار داشته  بود  که هنگام  خرید  یک بسته صابون  متوجه شده بود که  آن قوطی خالی است. بلافاصله  با تاکید و پیگیری های مدیریت ارشد  کارخانه  این مشکل  بررسی،  و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی  و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید  .
مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند :
پایش ( مونیتورینگ )
 خط بسته بندی با اشعه ایکس
بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ، دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده
 و خط مذبور تجهیز گردید. سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند  تا از عبور احتمالی قوطی های خالی جلوگیری نمایند.

نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا ،
 مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاه های کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا  یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد :
تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط
 بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد !

ساندویچ فروش

مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند. کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او می آمد و به او کمک می کرد، کم کم اوضاع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است.


آنتونی رابینز می گوید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند.

رنـگ مـُد امسال چیـست

افراد زیادی می خواهند بدانند که رنگ لباس سال ۲۰۱۲ چیست که در پاسخ باید گفت طبق نظر طراحان مد، رنگ امسال رنگ نارنجی مایل به قرمز است. مؤسسه کالر پنتون (Color Panton) رنگ امسال را نارنجی مایل به قرمز یا همان نارنجی به رنگ میوه نارنگی را معرفی کرده است. "واشنگتن پست" در این باره نوشته است که امسال جهان به رنگی نیاز دارد که از آن انگیزه، انرژی و شجاعت برای اقدام برخیزد به همین جهت موسسه کالرپنتون بر اساس تحلیل روانشناسان خود رنگ نارنجی مایل به قرمز را به عنوان رنگ سال ۲۰۱۲ انتخاب کرده است. چون وضعیت نابسامان اقتصاد جهانی و ناامیدی حاکم بر جوامع در سال 2012، رنگی جسورانه و خشن‌ را طلب میکند؛ رنگ نارنجی مایل به قرمز!
این تن نارنجی، رنگی پرانرژی و جسورانه است و همان انرژی‌ای که ما برای دوباره شارژ شدن و حرکت کردن به جلو نیاز داریم را در خود دارد. نارنجی نه تنها رنگی زنده است  و علامت انرژی را در خود دارد بلکه نشانه‌هایی از قدرت و پشتکار دارد یعنی همان چیزی که باید امسال بین انسان‌‌ها طنین‌انداز شود تا بتوان به تغییراتی که چشم انتظارشان هستیم دست یابیم.

مدیرعامل کالر پنتون (لیتریک ایزمن) همچنین گفته است: نارنجی می‌تواند افکار دلگرم ‌کننده را در ما زنده و به فعالیت تشویق‌مان کند تا بتوانیم به سمت هدف‌های بهتری که در نظر داریم، حرکت کنیم. ولی لیتریک ایزمن این پیش‌بینی درباره رنگ‌ها را از کجا می‌آورد که زیاد هم بیراه نیستند و خیلی مورد توجه طراحان و مدپوشان قرار می‌گیرد؟ تحصیلات و پیشینه لیتریک ایزمن در رشته روان‌شناسی است و همین مسئله باعث شده تا او بتواند به ‌خوبی فرهنگ رنگ‌ها را با توجه به مشخصات زمان معنی کند. اما به جز او متخصصان دیگر در این زمینه توضیح می‌دهند:‌"رنگ نارنجی مایل به قرمز القا کننده امیدواری و خوش‌بینی است که در نتیجه پیوند : احساس سرزندگی حاصل از آدرنالین تولید شده توسط رنگ قرمز" و "دوستی و گرما و پختگی رنگ زرد" است.

اما اگر هنوز هم شاید متقاعد نشده باشید که چگونه می‌تواند رنگی را تعیین کرد که بیانگر وضعیت یک سال باشد؟ باید بگوییم کارشناسان مؤسسه پنتون هرسال به دنبال رنگی می گردند که تحت ‌تأثیر صنایع مختلف است. آنها با استفاده از بررسی روند وقایع جهان و نیز روان‌شناسی حالت روانی انسان‌ها در سال پیش‌رو به این تشخیص می‌رسند که کدام رنگ می‌تواند رنگ سال باشد. خیلی جالب است بدانید که رنگ سال، قبل از اینکه مد، فیلم، تکنولوژی، هنر، طبیعت و حالت‌های اجتماعی و اقتصادی را برای افراد قرار بدهد، خودش از آنها الهام می‌گیرد. چراکه پیش بینی سالانه رنگ لباس بر اساس نیاز مشتریان و آنچه آنان می خواهند صورت می گیرد و بلافاصله مورد استفاده طراحان مختلف قرار می گیرد.

ذکر این نکته ضروری است که توجه به معرفی رنگ سال، عمدتا مورد توجه جوانان و افرادی است که به دنبال مدگرایی هستند و بر اساس آن رنگ لباس خود را انتخاب می کنند. اما اگر شما توجهی به مد گرایی و رنگ سال ندارید، بهتر است برای انتخاب رنگ لباس سال ۹۱ خود به دنبال رنگ هایی باشید که شما را زیباتر نشان دهد تا بتوانید با انتخاب رنگ لباس مناسب، سلیقه خود را نشان داده و به پوششتان جذابیتی دوباره دهید. در عین حال همین رنگ سال (نارنجی مایل به قرمز) نیز می تواند در رنگ آمیزی و حتی دکوراسیون منزل نیز کاربرد داشته باشد.

رمزموفقییت

چندسال پیش یک جلسه کاری داشتم که در آن جلسه متوجه قدرت عظیم کلمات شدم. در این جلسه با دو نفری بودم که از مدت ها قبل می شناختم. ما فهمیدیم یکی از شرکا قصد سو استفاده از ما را داشته و این قضیه همه ما را بسیار ناراحت و حتی عصبانی کرده بود. یکی از شرکا به قدری از شنیدن این موضوع ناراحت شد که دستش را محکم روی میز کوبید و گفت من خیلی عصبانی هستم از او پرسیدم چرا اینقدر عصبانی هست. وقتی شخص خیلی عصبانی هست با قدرت و قاطعانه عمل می کند و همه چیز را به اصطلاح می چرخاند اما شریک دیگر خونسرد سر جایش نشسته بود و گفت که فقط رنجیده است. از او پرسیدم چرا رنجیده هستی در واقع باید عصبانی باشی در جوابم گفت اگر عصبانی شود کنترل از دستش می رود و طرف مقابلش پیروز می شود. پیش خودم فکر کردم که این احمقانه ترین کلمه ای است که تا کنون شنیده ام. چطور ممکن است کسی در موقعیت شریک من از چنین کلمه ای استفاده کند و چهره ی صاف و بشاش هم به خودش بگیرد. جواب این است که احساس واقعی او این نبود و حتی بدش هم نمی آمد راجع به چنین قضیه ای که همه ما را عصبانی کرده بود صحبت کند. کلمات این دوست، روی من و دوست دیگرم اثر خاصی داشت. استفاده از کلمه رنجیدن باعث شده بود ما کمتر احساس بد کنیم. بنابراین من هم تصمیم گرفتم از این کلمه استفاده کنم. چند روز بعد به یک سفر کاری رفتم. به هتل رفتم و فهمیدم که اتاقی برای من رزرو نشده است به مسئول رسپشن هتل گفتم ببخشید من هرچه بیشتر اینجا منتظر می شوم بیشتر احساس رنجش می کنم کارمند هتل که با شنیدن این کلمه دقیقاً نمی دانست چه جوابی به من بدهد. به من لبخند زد و من هم لبخند او را جواب دادم چند هفته مرتبآ از این کلمه استفاده کردم هر دفعه هم از میزان عصبانیت و دلخوری من می کاست و عواطف منفی را که در آن لحظه خاص داشتم کم می کرد. رنجش فقط یک کلمه بود. انتخاب کلمات خاص می توانند افکار ما را کنترل کنند و افکار ما روی احساس و عمل ما اثر می گذارد. اگر بگویید من عصبانی یا دلخورم یا اعصابم خرد شده چه احساسی خواهید داشت؟ تمرکزتان چه حالتی خواهد داشت؟ فشار خونتان چه تغییری می کند؟ حالا به جای عصبانی شدن کلمه رنجیدن را بگذاریم. به جای اعصابم خرد شده کلمه توقع نداشتم را بگذاریم. واقعیت این است که کلمات می توانند احساسات ما را تغییر دهند. به همین دلیل است که وقتی حرف های مارتین لوتر کینگ را درباره رویای خودش یا حرف های جان اف کندی که می گوید یک نفر می تواند برای همه کشورش کار کند را می شنویم که ده ها سال پیش هم گفته شده، تحت تآثیر قرار می گیریم متاسفانه اکثر ما از تاثیر کلماتی که در حین مکالمه با دیگران استفاده می کنیم واقف نیستیم و این کلمات مرتبآ در حال تاثیر گذاری بر افکار و احساسات ما هستند. مثلا اگر به شخصی بگویند اشتباه کرده یک احساس به او دست می دهد و اگر به او بگویند غلط کرده احساس گزنده تری به او دست می دهد و اگر به او بگویند دروغ می گوید احساسش را کاملآ تغییر می دهد.

پفک و چیپس

علیرغم تأکید کارشناسان تغذیه بر پایین بودن ارزش غذایی پفک، میزان مصرف این ماده خوراکی در سال های اخیر کاهش نیافته است.
نتایج بررسی های صورت گرفته از سوی یک موسسه تحقیقات داخلی درخصوص رابطه میزان مصرف پفک توسط افراد بالای 15 سال و سطح تحصیلات آنها در شهرهای بزرگ کشور نشان می دهد که  76 درصد جامعه شهرنشین کشور، متقاضی مصرف پفک در رژیم غذایی خود بوده اند.
نتایج حاکی از آن است که افراد با تحصیلات دیپلم و فوق دیپلم بیشترین تقاضا را برای این نوع خوراکی در بازار تنقلات رقم زدند به طوری که این افراد 6 درصد بیش از سایر سطوح تحصیلی پفک خورده اند و پس از آن افراد با سطح تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر 4 درصد کمتر از دیگران پفک مصرف کرده اند و لیسانسه و زیردیپلم ها به ترتیب هشت و پنج درصد کمتر از سایرین این خوراکی را در سبد غذایی خود جای داده اند.
همان طورکه قابل پیش بینی است بیشترین متقاضیان پفک افراد با سن کمتر از 25 سال هستند چرا که در این رده سنی 10 درصد بیشتر از دیگران پفک می خورند و این رقم در میان افراد 25 تا 35 ساله پنج درصد بیش از دیگران است ولی با افزایش سن، میزان مصرف این خوراکی کاهش می یابد.
ذائقه اکثر مصرف کنندگان پفک، محصولات شرکت چی توز را به سایر تولید کنندگان پفک ترجیح داده است به طوری که 53 درصد سهم بازار به شرکت مذکور اختصاص دارد و پس از آن اشی مشی و پفک نمکی توانسته اند به ترتیب بیشترین مشتری را برای محصول خود جلب کنند.

مصرف چیپس در 12 ماه گذشته با افزایش سه درصدی، از 78 درصد به 81 درصد رسید.نتایج بررسی های صورت گرفته درخصوص میزان مصرف چیپس توسط افراد بالای 15 سال ساکن شهرهای بزرگ کشور نشان می دهد که علیرغم توصیه پزشکان مبنی برکاهش مصرف چیپس، 81 درصد جامعه شهرنشین کشور متقاضی این محصول هستند.نتایج این تحقیقات حاکی از استقبال بالای افراد تحصیلکرده از این خوراکی تنقلاتی است، به طوری که افراد با تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر هفت درصد بیش از سایرین چیپس مصرف کرده اند و پس از آن شهروندان دیپلمه و فوق دیپلم بیشترین تقاضا را برای این ماده غذایی رقم زده و چهار درصد بیش از دیگران چیپس خریده اند،این درحالی است که زیردیپلمه ها پنج درصد کمتر از دیگر ساکنین شهرها متقاضی این خوراکی در سبد مصرفی خود بوده اند.همان طور که انتظار می رود، بیشترین تقاضا در بازار چیپس توسط جوانان صورت گرفته، جوانان با سن کمتر از 25 سال 6 درصد و جوانان در رده سنی 25 تا 35 سال پنج درصد بیش از سایر افراد چیپس خریده اند. البته با افزایش سن ، میزان تقاضا روند نزولی پیدا کرده است.همچنین بررسی های انجام شده از موفقیت شرکت چی توز در شناخت ذائقه متقاضیان چیپس خبر می دهد، چراکه این شرکت با جلب رضایت خاطر این افراد توانسته 62 درصد تقاضای بازار این کالا را پاسخگو باشد و پس از مزمز و کرانچیپس شاهد استقبال مشتریان بیشتری باشند.

 

منبع: ام بی ای نیوز

تبلیغات پنهان در فیلم های تلویزیونی و سینمایی

به طور کلی، تبلیغات پنهان و نامحسوس عبارتند از جایگذاری انواع محصولات، مکان‌ها و خدمات در بخش‌هایی از: فیلم‌های سینمایی، شبکه‌های خبری، مجلات، روزنامه‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و سایر رسانه‌ها که اصولا به طور معمول مورد استفاده‌ تبلیغاتی ندارند.

این جایگذاری در پی انعقاد قراردادهای سنگین بین صاحبان برند و کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی، نویسندگان، آهنگسازان، خبرنگاران و غیره صورت می‌گیرد. اگرچه سابقه تبلیغات پنهان به دهه‌های گذشته باز می‌گردد، ولی استفاده از آن در سال‌های اخیر به طور محسوسی رو به افزایش گذاشته است.
در نگاه اول، تشخیص و ردیابی تبلیغات پنهان تا حدودی مشکل به نظر می‌رسد، ولی با کمی تامل و دقت در فیلم‌های سینمایی، به خصوص فیلم‌های‌ هالیوودی می‌توان ردپای شرکت‌های بزرگ دنیا و برند‌های وابسته به آنها را یافت. در بسیاری از موارد این نوع تبلیغات نامحسوس به عنوان تامین کننده بخشی از هزینه‌های سرسام آور دستمزد ستاره‌های سینما به شمار می‌رود.
قرار دادن انواع محصولات مرتبط با برندهای مشهور دنیا در صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی، رایج‌ترین شیوه‌ تبلیغات پنهان در سطح جهان به شمار می‌رود. به جرات می‌توان تبلیغات درون فیلمی‌ را مهم‌ترین بخش در استفاده ابزاری از رسانه‌ها در فعالیت‌های تبلیغاتی پنهان برشمرد. امروزه به ندرت می‌توان فیلمی را در سینمای هالیوود یافت که فاقد جنبه‌های مختلف تبلیغات پنهان باشد. تبلیغات در فیلم‌های سینمایی در سال‌های اخیر شاهد رشد فزاینده‌ای در صنعت سینما به خصوص سینمای آمریکا بوده است. براساس نتایج تحقیقات موسسه نیلسن مدیا، 10 تا 30 درصد بودجه ساخت فیلم‌های سینمایی محصول هالیوود در فاصله‌ سال‌های 2003 تا 2006 از طریق تبلیغات درون فیلمی فراهم شده است و به نظر می‌رسد این روند در حال افزایش است.

ادامه مطلب ...