میزان رضایت مشتریان از کیفیت انواع خودروهای موجود در کشور در شرایطی اعلام شده که پرتیراژها از نظر مصرفکنندگان، کمترین رضایت را به دست آوردهاند.
طبق ارزیابیهای صورت گرفته توسط شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران ،خودروهای موجود در کشور به شش دسته قیمتی زیر 10 میلیون تومان، 10 تا 20، 20 تا 30، 30 تا 40، 40 تا 50 و بالای 50 میلیون تومان تقسیم و اعضای هر گروه بر حسب میزان رضایت مشتریان، رتبهبندی شدهاند. پرجمعیتترین گروه ، مربوط به 10 تا 20 میلیونیها میشود که 15 خودرو در آن جای دارد و دسته 20 تا 30 میلیونیها نیز با تنها سه عضو، کم ترافیکترین به شمار میرود.
از نکات قابل توجه این آمار، میتوان به بالاتر قرار گرفتن ام وی ام از پراید و رضایتمندی بیشتر مشتریان از پژو 206 صندوقدار در مقایسه با تندر-90، اشاره کرد. همچنین به لحاظ کسب امتیاز، پورشه کاین حائز بیشترین میزان رضایتمندی از سوی مشتریان شده و پراید صبا نیز کمترین رضایت را احراز کرده است. شرکت بازرسی به دلیل عدم ارائه لیست فروش از سوی کرمان خودرو، خودروسازان بم و رامک خودرو، محصولات این سه شرکت را در ارزیابی خود لحاظ نکرده، بنابراین مشخص نیست مشتریان تا چهاندازه از کیفیت خودروهایی مانند لوبو و سانگ یانگ رضایت دارند.
شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران در تازهترین گزارش خود به بررسی سهم عرضهکنندگان خودرو در بازار کشور پرداخته و علاوه بر آن، سهم انواع خودرو اعم از داخلی و خارجی را نیز مشخص کرده است. در آماری که در این زمینه منتشر شده، خودروهای حاضر در کشور به شش دسته قیمتی «زیر 10 میلیون تومان»، «10 تا 20»، «20 تا 30»، «30 تا 40»، «40 تا 50» و «بالاتر از 50 میلیون تومان» تقسیم شدهاند که در این بین، دسته دوم بیشترین سهم را داراست و دسته سوم نیز کمترین سهم را به خود میبیند. همچنین در بین خودروهای موجود، پراید بیشترین حضور را در خیابانهای کشور تجربه میکند و پس از آن، پژو دارای بیشترین حضور است. خودروهایی مانند MVM ، روآ، مگان و ورنا نیز از جمله داخلیهایی هستند که حضوری کمرنگ در بازار ایران طی شش ماه ابتدایی امسال داشتهاند.
سهم حدودا 50 درصدی پراید
به سراغ خودروها برویم و ببینیم سهم گروههای شش گانه از بازار کشور چقدر است.
ابتدا از گروه زیر 10 میلیونیها شروع کنیم، گروهی که MVM مدل 110، پراید و روآ را در خود جای داده و در این بین، پراید رکورددار به حساب میآید. در این گروه قیمتی که در مجموع 6/47 درصد از بازار خودرو کشور را به خود اختصاص داده، پنج مدل مختلف از پراید به چشم میآید و در این میان، مدل 132 دارای بیشترین سهم است. سایپا 141 نیز کمترین سهم را در اختیار دارد. اما دو عضو دیگر گروه زیر 10 میلیونیها یعنی روآ و MVM مدل 110 نیز به ترتیب چهار و هفت دهم درصد سهم را صاحب شده اند و این در شرایطی است که روآ دیگر به تولید نمیرسد.
باران بشدت می بارید و مرد خودرو خود را در جاده پیش می راند، ناگهان تعادل اتومبیل بهم خورده و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد.
از حسن امر ، خودرو صدمه ای ندید اما لاستیک های آن داخل گل و لای گیر کرد و راننده هر چه سعی نمود نتوانست آن را از گل بیرون بکشد، بناچار زیر باران از خودرو پیاده شد و بسمت مزرعه مجاور دوید و در زد.
کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت می کرد به آرامی آمد در را باز کرد. راننده ماجرا را شرح داد و درخواست کمک کرد. پیرمرد گفت که ممکن است از دستش کاری بر نیاد اما اضافه کرد که : "بذار ببینم فردریک چیکار میتونه برات بکنه."
لذا با هم به سمت طویله رفتند و کشاورز افسار یک قاطر پیر را گرفت و با زور او را بیرون کشید.
تا راننده شکل و قیافه قاطر را دید ، باورش نشد که این حیوان پیر و نحیف بتواند کمکش کند، اما چه می شد کرد، در آن شرایط سخت به امتحانش می ارزید. با هم به کنارجاده رسیدند و کشاورز طناب را به اتومبیل بست و سر دیگرش را محکم دور شانه های فردریک یا همان قاطر چفت کرد و سپس با زدن ضربه به پشت قاطر داد زد : " یالا ، پل، فردریک ، هری ،تام ، فردریک ،تام ، هری، پل .... یالا سعیتون رو بکنین ... آهان فقط یک کم دیگه ، یه کم دیگه .... خوبه تونستین "
راننده با ناباوری دید که قاطر پیرموفق شد اتومیبل را از گل بیرون بکشد. با خوشحالی زائد الوصفی از کشاورز تشکر کرد و در حین خداحافظی سوال کرد : "هنوزهم نمیتونم باور کنم که این حیوون پیرتونسته باشه ، حتما هر چی هست زیر سر اون اسامی دیگه است ، نکنه یه جادوئی در کاره"
کشاورز پاسخ داد : " ببین عزیزم ، جادوئی در کار نیست "
اون کار رو کردم که این حیوون باور کنه عضو یه گروهه و داره یک کار تیمی میکنه ، آخه میدونی قاطر من نابیناست!
مقدمه
حجم بالای جمعیت جوان کشور و همین طور بسیاری از تغییر سلایق موجب شده که ایران به یکی بزرگترین بازارهای تیغ اصلاح در منطقه خاورمیانه تبدیل شود. هرچند به دلیل برنامه ریزی ضعیف صنعتی یا نبود توان کافی تقریبا تمام بازار تیغ اصلاح ایران در اختیار برندهای خارجی مانند ژیلت قرار گرفته است.
تیغ اصلاح یکی از پرکاربردترین وسایل آرایشی و بهداشتی در بین مردان و زنان جهان و به تبع آن ایران محسوب می شود. کالایی که شاید به نظر ساختاری ساده داشته باشد، اما فن آوری تولید آن تنها در اختیار معدودی از شرکتهای جهان قرار دارد. به همین دلیل است که اگر به آرایشی و بهداشتی فروشی ها مراجعه کنید، معمولا چند برند خاص تیغ اصلاح را برای خرید به شما پیشنهاد می دهند.
آماری از حجم مصرف تیغ اصلاح در ایران وجود ندارد، اما شواهد نشان می دهد که ارزش بازار تیغ اصلاح در ایران بسیار بالا بوده و شاید در منطقه خاورمیانه رتبه نخست را نیز داشته باشد.
لامیران هم از دور خارج شد
نگاهی به تاریخ صنعت ساخت تیغهای اصلاح در ایران نشان می دهد که طی دهه های اخیر عملا تنها یک کارخانه در کشور در زمینه تولید تیغ اصلاح فعالیت می کرده که آن کارخانه نیز مدتهاست کار تولیدی خود را متوقف کرده و تنها تیغ های اصلاح وارداتی را بسته بندی می کند. البته این کارخانه نیز در دوران تولید مواد اولیه موردنیاز خود را از خارج وارد می کرد.
تیغهای اصلاح با برند لامیران در دوره ای سهم مناسبی از بازار ایران را به خود اختصاص داده بود. اصلاح با این تیغها اگرچه دردسرهای خاص خود را داشت، اما با توجه به نبود رقیب خارجی توانسته بود وارد بسیاری از آرایشگاهها و منازل ایرانی شود.
اما رفته رفته با توجه به ورود تیغهای اصلاح خارجی به کشور سهم تیغ لامیران نیز در بازار ایران به شدت کاهش یافت و برندهای خارجی به ویژه ژیلت آمریکایی توانستند ذائقه ایرانیان را به سمت خود متمایل کنند.
البته با توجه به انحصاری بودن فن آوری ساخت فولاد مربوط به تیغهای اصلاح، از قبل هم می شد پیش بینی کرد که دیر یا زود بازار ایران در انحصار برندهای خارجی قرار خواهد گرفت.
به نظر عجیب می آید که یک وب سایت فروش آنلاین پوشک بچه داشته باشد. اما خب این ماجرا رخ داده است. یادداشتی که می خوانید از مجله ی فوربس Forbes است. Diapers.com توسط دو دوست که از کلاس پنجم با هم بودند یعنی Mark Lore و Vinit Bharara در سال 2005 تاسیس شد. امروز شرکت آنها یعنی همان Diapers.com بیش از 300 کارمند دارد و فروش سالانه ی آن از 180 میلیون دلار فراتر رفته است. بازار هدف آنها 12 میلیون مادر آمریکایی بود که فرزندانی حداکثر 3 ساله دارند و سالانه 5/2 میلیارد دلار برای خرید پوشک هزینه می کنند. آنها حاشیه ی سودشان را بسیار پایین اورده بودند تا بتوانند سهم بازار کسب کنند. اما این قدیمی ترین ترفند برای کسب سهم بازار بود. کار اصلی آنها در شکل استفاده از تکنولوژی در به حداقل رساندن و حذف کردن اتلاف سرمایه در شبکه ی توزیع و تامین کنندگانشان بود تا بتوانند یک سرویس مطمئن را به مشتریان ارائه دهند. آنها معتقد بودند که برای آن که در این مدل کسب و کار زنده بمانند و حذف نشوند باید از همه ی رقبا بهتر ظاهر شوند. آنها پس از آن که تحصیلاتشان در دانشگاه به پایان رسید هر کدام برای کار به جایی رفتند. Lore در یک بانک ژاپنی در لندن کار کرد و Bharara در یک موسسه ای در Manhattan کارهای حقوقی می کرد. زمانی که صنعت dot com رشد چشمگیری را پیدا کرد، Lore و Bharara ایده ی یک کسب و کار آنلاین را در ذهن پروراندند و آن را به عمل رساندند.
1- سودهایتان را دوباره سرمایهگزاری کنید؛ وقتی برای بار اول، از سرمایهگزاریهایتان و یا از کسب و کارتان، سودی عایدتان میشود، دچار وسوسه میشوید که آن پول را خرج کنید. ولی هرگز این کار را نکنید. به جای خرج کردن، آنرا دوباره سرمایهگزاری کنید. وارن بافت، در همان اوایل کارش، این را یاد گرفت. زمانیکه او و دوستاش پال، در دوران دبیرستان، یک ماشین پینبال خریدند و آنرا در یک سلمانی قرار دادند، و با درآمد آن دستگاههای بیشتری خریدند تا جایی که تعداد دستگاههای آنها به هشت دستگاه رسید. وارن بافت تا جایی پیش رفت که توانست با سرمایهگزاری مجدد عایدیهایاش در سن 26 سالگی 174 هزار دلار [به پول امروز، 1.4 میلیون دلار] سرمایه دست و پا کند. حتی پولهای کوچک هم میتواند به سرمایههای بزرگ تبدیل شود.
2- تمایل به متفاوت بودن داشته باشید؛ تصمیماتتان را برپایه اعمال و گفتههای دیگران پایهریزی نکنید. در سال 1956 زمانی که وارن بافت مدیریت 100 هزار دلار پول را بر عهده گرفت، آن تعداد معدود سرمایهگزاران که با او شریک شدهبودند، اعمالاش را عجیب و غریب توصیف کردند؛ او حتی به شرکای مالیاش نگفته بود که قرار است پولها را کجا سرمایهگزاری کند. همه پیشبینی میکردند که وارن بافت با شکست سختی روبرو خواهد شد. اما 14 سال بعد، زمانی که وارن بافت شراکتاش را تمام شده اعلام کرد، تشکیلاتاش بیش از 100 میلیون دلار ارزش داشت. وارن بافت معتقد است که هر کس باید خودش را با استاندارهای خودش مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، نه استانداردهای دیگران.
3- هرگز انگشت شستتان را نمکید؛ تمام اطلاعاتی را که برای تصمیمگیری به آنها احتیاج دارید، از قبل آماده کنید و از یکی از دوستانتان بخواهید که شما را کنترل کند و اطمینان حاصل کند که در اجرای ضربالاجلهایی که برای خود تعیین کردهاید، پایبندید. یکی از افتخارات وارن بافت، انجام کارهای مقتضی در زمانهای تعیین شده است. وارن بافت جلسات غیرضروری و بینتیجه را «مکیدن انگشت شست» نامگزاری کرده است.
شرکت فروشگاه های زنجیره ای وال مارت، شرکتی آمریکایی است که با بیش از 1/2 میلیون کارمند و فروش 405 میلیارد دلاری در سال 2009 همچنان بزرگ ترین فروشگاه زنجیره ای دنیا به حساب می آید. این شرکت در سال 1962 توسط سام والتون تاسیس شد و در سال 1969 رسما به ثبت رسید. در سال 1970 والتون اداره اصلی و اولین مرکز توزیع شرکت را در بنتون ویل در آرکانزاس آمریکا تاسیس کرد. در آن زمان شرکت حدود 38 فروشگاه با 1500 کارمند داشته و فروشش نیز در حدود 2/44 میلیارد دلار بود.
محیط رقابتی وال مارت بسیار منحصر به فرد است. رقبای شرکت در درجه اول شامل خرده فروشان بزرگ، مراکز عمده فروشی و انبارهای کالا و فروشگاه های زنجیره ای هستند که فشار رقابتی بالایی بر وال مارت وارد می کنند. صنعت فروشگاه هایی که دامنه گسترده ای از کالاها و با قیمت کم و نزدیک به قیمت تولید کالا را می فروشند(discount retail stores)، از لحاظ اندازه بسیار قابل توجه بوده و به طور مداوم در حال رشد و تغییر است. رقبای اصلی و برتر در این صنعت هم از لحاظ ملی و هم بین المللی با هم رقابت می کنند و رقابت اصلی آنها نیز بر سر قیمت گذاری، مکان یابی، اندازه فروشگاه، چیدمان و محیط، تکنولوژی و نوآوری و تصویر کلی فروشگاه در اجتماع می باشد. مشخصه اصلی بازار در این صنعت، صرفه به مقیاس (سرشکن شدن هزینه ها به خاطر بزرگ بودن مقیاس) است. بازیگران اصلی بازار، عملیاتی مثل خرید، تولید، تبلیغات و حمل و نقل کالاها را به شکل عمودی و از بالا کنترل می کنند. در چنین فعالیت هایی که در مقیاس بزرگ انجام می شوند، به واسطه سرشکن شدن هزینه ها، رقبای اصلی مزیت قابل توجهی در مقابل رقبای کوچک تر دارند.
رقبای اصلی وال مارت در صنعت فروشگاه های زنجیره ای، «تارگت» و «کی مارت» هستند. فروشگاه های عظیم زنجیره ای دیگری مثل «سیرکت سیتی»، «بَث» و «بیاند» هم جزو رقبای این شرکت هستند. طبق یکی از تحقیقات انجام شده، بیشتر افراد پاسخ دهنده وال مارت را به دیگر فروشگاه های زنجیره ای ترجیح داده اند و به ادعای آنان وال مارت کالاهای با قیمت پایین تر، تنوع و حق انتخاب بیشتر و با کیفیت بالاتر ارائه می کند. نیاز های مصرف کنندگان، مشخصه اقتصادی مهمی در تمام محیط های رقابتی می باشد. اینکه چه مشخصه هایی از کالا(مثل قیمت، تنوع، کیفیت و غیره) خریداران را تشویق به انتخاب یک فروشنده از میان رقبای دیگر می کند، مساله رقابتی بسیار با اهمیتی است.
امروزه دنیای وب شاهد حضور وبسایت های قدرتمندی است که قادرند در هر ثانیه 1هزاردلار کسب درآمد کنند. در ادامه فهرستی از پردرآمدترین سایت های جهان و ایران آورده شده است هر چند که نوع کسب درآمد سایت های ایرانی با سایر وب سایت های جهان بسیار متفاوت است.
1-Amazon.Com
در آمد سایت آمازون به میزان 34 میلیارد دلار است. این سایت معروف در هر ثانیه 1هزاردلار درآمد کسب می کند. تاریخ تاسیس این سایت به سال 1994 بر می گردد و در حال حاضر 33 هزار و 700 نفر کارمند دارد سایت آمازون بزرگترین سایت خرده فروشی جهان است که در صدر فهرست پردرآمدترین سایت های جهان قرار گرفته است. درآمد سایت آمازون تنها از محل خرده فروشی نیست بلکه آمازون چند سایت پربازدید دیگر مثل الکسا و زاپوس را در زیرمجموعه خود دارد.
2-Google.Com
به جرات می توان گفت که اینترنت بدون گوگل صفایی ندارد. گوگل در سال 1996 به عنوان یک پروژه تحقیقاتی توسط لری پیج و سرجی برین کار خود را آغاز کرد. این دو دانشجوی دانشگاه استنفورد آمریکا بودند. درآمد این سایت در سال 2010 ،29میلیارد دلار بوده است. در واقع این سایت در هر ثانیه به میزان 929 دلار درآمد کسب می کند. گوگل سایتی صاحب سبک است این موضوع را می توان بعد از راه اندازی گوگل پلاس توسط گوگل متوجه شد.
3-Ebay.Com
سایت ای بای در سال 1995 توسط یک ایرانی راه اندازی شد. سایت ای بای بهترین فروشگاه آنلاین است که شما می تونید با مشتریان خود بر سر قیمت چانه زده و اجناس خود را به معرض فروش بگذارید. در مدت 13 سال گذشته مدیر سایت ای بای توانسته است 35 شرکت دیگر را از جمله 6 فروشگاه آنلاین در هند،کره جنوبی، فرانسه و سوئد راه اندازی کند. طبق آخرین آمار درآمد این وب سایت 9میلیارد و 156هزار دلار است، درحقیقت این وب سایت در هر ثانیه به اندازه 290 دلار به میزان درآمد خود می افزاید.
گزارش زیست محیطی P&G در سال 2011 حاکی از آن است که این ابر قدرت تولید کننده کالاهای پرمصرف با کاهش مصرف انرژی تا مرز 52 درصد، کاهش انتشار دی اکسید کربن تا مرز 53 درصد، کاهش تولید ضایعات تا مرز 61 درصد و کاهش میزان استفاده از آب تا مرز 58 درصد، از سال 2002 تاکنون بیش از نیمی از اهداف زیست محیطی خود را جامه عمل پوشانده است.
به نقل از www.marketingmagazine.co.uk، سیزدهمین گزارش سالیانه P&G به نام "تعهد به زندگی روزمره"، روند پیشرفت این شرکت در عمل به تعهدات جهانی خود در راستای کاهش میزان تخریب محیط زیست، ارائه نوآوری در محصولات دوستدار محیط زیست به بازار و اجرای کامل تعهدات خود در مسیر پاسخ به احساس مسئولیت اجتماعی را نشان می دهد.
در سال 2007 P&G یک سری اهداف مشخص را برای دستیابی تا سال 2012 تعیین کرد که فروش 50 میلیارد دلاری محصولات دوستدار محیط زیست را شامل می شد که تاکنون 40 میلیارد دلار از آن محقق شده است.
این شرکت تاکنون موفق به 20 درصد کاهش در هر یک از حوزه های مصرف آب و تولید ضایعات شده و هنوز به آمار مشابهی در رابطه با انتشار دی اکسید کربن و استفاده از انرژی دست نیافته است.
برنامه تولید آب سالم و بهداشتی توسط P&G به عنوان بخشی از تعهدات او در حوزه پاسخ به مسئولیت اجتماعی، دو میلیارد و 900 میلیون لیتر آب سالم و بهداشتی به 300 میلیون کودک ارائه داده و مدعی است که به هدف خود یعنی عرضه چهار میلیارد لیتر آب سالم و بهداشتی در سال 2012 دست پیدا خواهد کرد.
P&G کلیه پودرهای شوینده خود را در آمریکا و کانادا تا 33 درصد فشرده کرده، و بدین ترتیب مصرف کنندگان می توانند با استفاده از مقادیر کم پودر شوینده، همان کیفیت و عملکرد بالا را تجربه کنند. مزایای زیست محیطی این نوآوری شامل صرفه جویی در بسته بندی، اتلاف کمتر و کامیون های کمتر در جاده جهت توزیع محصولات می باشد.
این شرکت در ادامه به معرفی بسته بندی شامپوهای پنتن Pro-V با استفاده از پلاستیک ساخته شده بر پایه گیاه در اروپای غربی و در آمریکای شمالی در پاییز امسال می پردازد.
P&G هم چنین یک سری اهداف دراز مدت در حوزه حفظ محیط زیست تا سال 2020 تعیین کرده که استفاده کامل از انرژی قابل بازیافت در کارخانه های خود در سرتاسر جهان، مصرف 100 درصد مواد تجدید پذیر یا بازیافت شده در بسته بندی محصولات و حذف ضایعات در طول پروسه تولید را شامل می شود.
پرسشی اساسی که هر کسبوکار تازه ای باید با آن روبهرو شود این است که چه زمانی میخواهد رشد کند و چه زمانی قصد دارد سودآوری داشته باشد. برای برخی شرکتها، سوددهی از همان ابتدا اولویت اول است. اما برخی دیگر، به مدت چند سال خود را درگیر سوددهی نمی کنند و این مساله برای آنان اولویت دوم است. اما برای همه کسبوکارهای تازه راهاندازی شده، مواجه شدن با این پرسش و پاسخ درست به آن برای دستیابی به موفقیت بلند مدت مهم است.
شرکت ما کانسرو که در سال 2010 تاسیس شده، راهی نسبتا سنتی را پیموده است. ما کارمان را با استخدام پرسنل خوب آغاز کردیم. بعد از آن، روی دفتر کار، کامپیوترها و دیگر منابع برای تسهیل کارمان سرمایهگذاری کردیم. وقتی همه این بخشها را سر و سامان دادیم، بر تولید و فروش متمرکز شدیم و در نهایت طی این دوره زمینهسازیها برای کارمان، سرمایه زیادی را از دست دادیم.
در این موقعیت، وقت آن رسیده بود که به این پرسش اساسی پاسخ دهیم: آیا باید روند رشد فراگیرمان را ادامه دهیم یا باید بر سوددهی متمرکز شویم؟
برای رشد و وسعت کارمان با همین سرعت، باید کل درآمدمان را به استخدام نیروی بیشتر اختصاص میدادیم که مطمئنا به ادامه زیان عملیاتی منجر میشد. برای رسیدن به سودآوری نیز باید استخدام نیرو را متوقف میکردیم که این کار هم لزوما جلوی رشدمان را میگرفت.
انتخاب بین رشد و سوددهی، برای هر شرکت به طور متفاوت تحلیل میشود. به هر حال، اگر بر سر این دو راهی قرار گرفتید، نکات مشترکی وجود دارد که در انتخاب راه درست به شما کمک میکند:
• چقدر توانایی مالی دارید؟
یک نکته اساسی، وسعت استطاعت مالی شما است. به عبارت دیگر، چه میزان پول نقد دارید؟ اگر در کوتاه مدت به پول نیاز دارید و سرمایه چندانی برای سرمایهگذاری ندارید، تمرکز اندک روی رشد شرکت به بهای به دست آوردن سود، کار اشتباهی است. منابع موجود را به دقت تحلیل کنید. بسیاری از کسبوکارها به دلیل عدم آگاهی از منابع موجود، با شکست مواجه میشوند.
• آیا در طرح کسبوکار شما اضطراری وجود دارد؟
برای برخی کسبوکارها، رشد سریع به منظور اجرای طرح کسبوکار امری ضروری است. این گونه کسبوکارها میخواهند هر چه سریع تر سهم بازار خود را افزایش دهند و رسیدن به سود، اولین عامل مهم در طرح کسبوکار آنها نبوده است. اگر کسبوکار شما برای رقابت نیازمند رشد سریع است، مطمئن باشید که برای سودآوری در آینده، سرمایه کافی در اختیار دارید.
• آیا سرمایهگذاری اولیه، مزایای بلند مدت روشنی دارد؟
برای بسیاری از کسبوکارها، سرمایهگذاری در اموری مثل تشکیلات جدید، نیروی کار حرفهای یا دفتر کار مدرن، ممکن است ضرر کوتاه مدت قابل توجهی ایجاد کند، اما آنها با این کار راه را برای منافع و سوددهی های آینده باز میکنند.
در شرکت کانسرو، هدف کوتاه مدت ما این بود که مقیاس کارمان را وسعت بخشیم و به سهم بازار دست یابیم. بنابراین در زیرساختهای اداری و فرآیندهای لازم برای ارائه سریع مدل شرکت به صنایع مختلف، سرمایهگذاری کردیم.
این کار مستلزم این بود که سودآوری را در چند سال اول قربانی رشدمان کنیم، اما مطمئن بودیم این سرمایهگذاری به سود بلند مدت منجر میشود. با این حال، در این مدت، سرمایه شرکت را به دقت زیرنظر داشتیم و اکنون که توانایی مالی ما محدود شده، وقت آن رسیده که بر جریان مالی مثبت متمرکز شویم.
در شرایط اقتصادی امروز، تحلیل اینکه آیا باید تمرکزمان را از رشد به سوددهی تغییر دهیم، ممکن است به تصمیمات بسیار متفاوتی منجر شود.
منبع: Washington Post
در سالهای گذشته، جمع کثیری از دانشگاهیان، سیاستمداران، اتاقهای فکر و مشاوران، کنفرانسها، نشستها و فستیوالهای اختصاصی کارآفرینی را برگزار کردهاند. در این گردهماییها، بحثهای پی در پی، پانلها و گفتوگوهایی در مورد اینکه برای تربیت کارآفرینان بیشتر - و در نتیجه ایجاد شغل بیشتر - چه کارهایی باید انجام داد، صورت گرفته است. همه ما میدانیم این کار روشی برای احیای بخش خصوصی و تحریکی برای رشد اقتصادی است.
اما پاسخی که میتوان به این چالشها داد، واضح و پیش پا افتاده است. ما نیاز به کسبوکارهای تشریفاتی نداریم، بلکه همه آنچه مورد نیاز است یک سرمایه گذاری اولیه است. فراتر از همه اینها، واقعیت این است که افراد بیشتری باید به راهاندازی یک کسبوکار تازه روی آورند.
متاسفانه، این پیام ساده به اندازه شهرتی که شرکتکنندگان این جلسات از آن خود میکنند، منتقل نمیشود. زیرا به طور کلی، شرکت در نشستها تا حدی سادهتر از کار عملی است.
به عنوان مثال، چندی پیش دعوتنامهای برای شرکت در پنجمین مجمع بزرگ کارآفرینی جهان دریافت کردم. ظاهرا قرار است در این جلسه، شرکتکنندگان، نظر افراد برجسته جهانی در امر کارآفرینی را بشنوند؛ اما وقتی به لیست سخنرانان نگاه کردم، متوجه شدم که تقریبا همه آنها سیاستمداران یا اساتید دانشگاه هستند، به عبارت دیگر، هیچ یک از آنها خودشان کارآفرین برجستهای نبودند.
مشکل موجود با این کارشناسان که در مورد نحوه راهاندازی کسبوکار جدید صحبت میکنند، مثل این است که به فردی که قرار است رانندگی یاد بگیرد، به صورت تئوری نحوه رانندگی کردن را توضیح دهیم. اما آنها هیچ وقت عملا پشت فرمان ننشستهاند. در واقع، کسبوکار چیزی نیست که بتوان با تئوری، گزارشهای بلند یا حتی مقالههای کوتاه مانند همین مقاله آن را توضیح داد. باید وارد بازار شوید و ایدههایتان را به حامیان مالی، شرکا، عرضهکنندگان و از همه مهمتر مشتری بفروشید. باید پساندازتان را در راه تحقق رویاهایتان صرف کنید، زندگی شخصیتان را فدا کنید تا این رویا را زنده کنید و اگر شکست خوردید، دوباره تواناییتان را بازیابید و تلاش را از سر بگیرید.
البته متفکرانی که در مورد این مسائل بحث میکنند و کارآفرینان را مورد حمایت قرار میدهند، بهتر از کسانی هستند که کل وقتشان را به شکایت کردن از سیاستهای دولت هایشان اختصاص میدهند. اما مساله نگران کننده این است که اگر این افراد به قدر کافی معتبر نباشند، نمیتوانند دیگران را وادار کنند که دل به دریا بزنند. این گونه افراد همچنین مسائل را بیش از حد پیچیده میکنند و مرتب دولتها را مقصر هر چیزی میدانند.
در اصل، نشستهایی ارزش برگزاری دارند که در آنها اصول فراوانی مطرح شوند. متاسفانه بسیاری از کارآفرینان موفق به شدت مشغول اداره شرکتهای خود هستند و در این جلسات شرکت نمیکنند. بنابراین کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که مسائل انتزاعی را کنار بگذاریم و از مدل واقعی کارآفرینان - یعنی تلاش مداوم - پیروی کنیم.
منبع: Financial Times
تعریف زعفران
زعفران با نام علمی Crocus Sativus از خانواده زنبقیان( Iridaceae) می باشد. در برخی منابع، مثلا در دائره المــعارفAmericana Encyclopedia ذکر شده است که این کلمه از کریکوس(Corycus ) که نام منطقه ای در سیلیسیا واقع در شرق مدیترانه می باشد گرفته شده است. عده ای مبداء زعفران را ایالت قدیم ماد ایران می دانند، برخی از محققین نیز خاستگاه زعفران را در منطقه وسیعتری از کره زمین شامل یونان، ترکیه، آسیای صغیر و ایران می دانند . واژهٔ زعفران از طریق زبان عربی به زبانهای دیگر راه یافته ولی اصلیت خود این واژه ناشناختهاست واژهٔ فارسی برای گیاه زعفران کُرکُم است که در فارسی میانه به صورت کورکوم تلفظ میشد. در زبان ترکی زفرون و در عربی الزعفران در انگلیسیsaffron در اسپانیایی azafrán در فرانسه safrane در ایتالیایی zaferano به هندی zuffron تلفظ میشود .
کاشت زعفران در ایران قدمتی ۳۰۰۰ ساله دارد. این گیاه رنگی و گرانبهای چندین ساله، بدون ساقه است و پیاز دارد و چون درخاک کویر به عمل میآید، به طلای سرخ و یا طلای کویر شهرت یافتهاست. از هر ۱۵۰ گل، یک گرم زعفران و از حدود ۱۴۷ هزار گل تازه، یک کیلو زعفران خشک به دست میآید. زعفران به علت طعم و رنگ و عطر عالی، کاربردهای فراوانی در تولید فرآوردههای غذایی، دارویی و شیمیایی دارد و با توجه به محدودیت کشت و تولید، از فرآوردههای گران قیمت به شمار میرود .
درحالیکه ایران دهمین تولیدکننده تخممرغ جهان محسوب میشود و جزو کشورهایی است که 85 درصد تولید جهانی را برعهده دارد، میانگین مصرف سرانهی این محصول در کشورمان از 180 عدد میانگین مصرف سرانهی جهانی پایینتر است و با سوءمصرف این محصول نیز مواجه هستیم. 9 اکتبر از سوی کمیسیون بینالمللی تخممرغ به عنوان روز جهانی تخممرغ نامگذاری شده و امسال نیز از این روز با شعار «هر انسان سالم، یک تخممرغ در روز» یاد میشود. این کمیسیون که ایران نیز عضو آن است، متشکل از 58 کشور است که این کشورها 85 درصد تولید جهانی تخممرغ را برعهده دارند.
مصرف سرانه تخممرغ در ایران کمتر از میانگین جهانی
درحالیکه سرانه مصرف در جهان سالانه 180 عدد است، در کشورهایی همچون دانمارک و ژاپن 350 عدد و در آمریکا، فرانسه و ایتالیا نیز 280 عدد است، میزان مصرف سرانه در کشور ما 155 عدد(10 کیلوگرم) است که علاوه بر عقبتر بودن از مصرف سرانهی جهان با سوءمصرف هم مواجه است، چراکه معمولا تخممرغ به صورت مستقیم و به عنوان غذای کامل در جهان مصرف میشود اما در کشور ما بیشترین مصرف عنوان مکمل غذاهاست. از سوی دیگر 25 درصد مصرف تخممرغ در صنایع غذایی بوده و به شیرینی، شکلات، سس، فرآوردههای قنادی و ... تبدیل میشود که جایگاه غذایی ندارد.درحالیکه تخممرغ یکی از کاملترین غذاهای پروتئینی است که بعد از شیر، جایگاه دوم را در اقشار مختلف جامعه میتواند داشته باشد، هنوز در جامعه شأن کافی ندارد. همچنین تنها هفت درصد از تخممرغهای تولیدی در ایران شناسنامه (تاریخ تولید، تاریخ انقضا، نام واحد تولیدی و کد رهگیری) دارند و 97 درصد تخممرغ تولیدی فلهای عرضه میشود که سلامت و بهداشت این محصول را میکاهد. تخممرغ شناسنامهدار حداکثر 15 درصد گرانتر از تخممرغ فلهای می باشد.
تخممرغهای فلهای پس از مرغداری وارد یک مرکز مجاز بستهبندی شده و تخممرغهای ترکدار، کثیف، شکسته، بدشکل و نوک زده و ... جداسازی و بستهبندی میشوند که توسط دامپزشکان کنترل و تایید شده است.
راههای شناسایی تخممرغ سالم
لازم به ذکر است؛ پوستهی تخممرغ سالم باید تمیز، بدون ترک و عاری از هرگونه آلودگی و محتویات آن نیز فاقد بوی تعفن باشد. همچنین ترجیحا باید تخممرغ را از فروشگاههایی که این محصول را در یخچال نگهداری میکنند، خریداری کرد.تخممرغ تازه، سفیدهای ابری و غیرشفاف دارد و زردهی آن کاملا گرد و در مرکز تخممرغ قرار گرفته است اما تخممرغ کهنه سفیده شفاف رنگی دارد و پوستهی خارجی آن کدر و بدرنگ است.
تاریخچه پودر
آشنایی با صابون به عنوان اولین پاککننده به قرنها پیش برمیگردد اما رشد جمعیت و توجه انسان به بهداشت موجب شده که تولید صابون یا شویندههای صابونی با منشأ طبیعی پاسخگوی مصرف و نیاز نباشد. در نتیجه، از اوایل قرن نوزدهم مواد شوینده غیر صابونی وارد بازار شد. نخستین شوینده تجاری در سال 1878 میلادی با نام پرزیل از طرف شرکت هنکل وارد بازار آلمان شد. ورود شویندههای مصنوعی به بازار مدیون پیشرفت علوم و صنایع شیمیایی در دوران جنگ جهانی اول و همچنین کمبود شدید چربی برای تولید صابون بود. نخستین کشوری که اقدام به تولید شوینده مصنوعی کرد، کشور آلمان بود که آلکیل نفتالین سولفاتها را به نام تنساید تولید و عرضه کرد. در اواخر دهه 1920 و اوایل 1930 با ساخت آلکیل آریل سولفاناتها و پس از جنگ جهانی دوم با پیدایش آلکیل بنزن سولفاناتها زمینه پیدایش پودرهای رختشویی فراهم شد.پودر لباسشویی فوا (FEWA) نخستین شوینده مناسب برای پارچههای ظریف بود که در سال 1932 وارد بازار آلمان شد. به دنبال آن در سال 1933 محصول مشابهی به نام درافت در آمریکا به بازار آمد. پس از جنگ جهانی دوم در سال 1964 شرکت پراکتر اند گمبل محصول تاید را به بازار معرفی کرد.
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سالهاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن، قایق های ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.
اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.برای حل این مسئله، شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آنها ماهی ها را می گرفتند آنها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند.
باز هم ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید، چه پیشنهادی می دادید؟